ویژگی­ های شناختی کودکان با ناتوانی­ های یادگیری( قسمت ۱)

افراد با ناتوانی یادگیری تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند و نمی توان برای آنها ویژگی های یکسانی را مطرح نمود. افراد این گروه از نظر ویژگی های جسمانی، نشانه ها، الگوهای ژنتیکی و سایر ویژگیها با یکدیگر تفاوت دارند. با وجود این ویژگی های مشترکی نیز دارند، برای مثال حداقل در یک حیطه، مشکل یادگیری دارند؛ هوش بهر اغلب آنها در دامنه متوسط تا بالای متوسط قرار دارد و عملکرد تحصیلی آنها پایین تر از حد مورد انتظار است. ناتوانی یادگیری ممکن است در تمامی دوران زندگی از خردسالی تا بزرگسالی بروز کند ولی در اغلب موارد در سنین مدرسه خود را نشان می­دهد، زیرا با فعالیتهای مدرسه ای رابطه نزدیکی دارد. سایر ویژگیهای افراد با ناتوانی یادگیری هم از نظر شدت و هم از نظر نوع تفاوت دارند و در دامنه ای از خفیف تا شدید قرار می گیرند. برخی از آنها بی انگیزه، منفعل و گوشه گیرند و برخی دیگر تحرک بیش از حد دارند.

هوش

یکی از متغیرهای مطرح شده در تعریف ناتوانی های یادگیری، هوش است. در تعریف ناتوانی یادگیری وجود هوش متوسط تا بالای متوسط ذکر شده است. با وجود این برخی از پژوهشگران هوش بهر این کودکان را ۹۰ تا ۹۳ گزارش کرده اند. البته این امر را میتوان به عوامل متعددی از خمله تاکید زیاد آزمونهای هوش بر مهارتهای کلامی نسبت داد. برخی از دانش آموزان با ناتوانی یادگیری از نظر هوش، در دامنه تیزهوشی قرار دارند. اینها دانش آموزان تیز هوش با ناتوانی یادگیری نام گرفته اند. علاوه براینها ویژگیهای افراد با ناتوانی یادگیری در برخی موارد با سایر حیطه ها برای مثال اختلال های رفتاری و عقب ماندگی ذهنی همپوشی دارد. هوش متوسط تا بالای متوسط هم در ناتوانی های یادگیری و هم در اختلال های رفتاری مطرح شده است. تفاوت بین این دو گروه، سطوح متفاوت مهارتهای اجتماعی و ویژگیهای یادگیری ذکر شده است، در حالی که افراد با ناتوانی یادگیری ممکن است اختلال های رفتاری را نیز بروز دهند و بالعکس.

در توصیف ناتوانی های یادگیری بر تفاوت بین سطوح مهارتها نیز تاکید شد است. برای مثال دانش آموزی ممکن است در خواندن عملکردی بسیار پایین و در ریاضی عملکردی بالا داشته باشد. این تفاوت همواره بعنوان وجه افتراق بین ناتوانی های یادگیری و عقب ماندگی ذهنی مطرح می شود.

توجه

بی توجهی یکی از ویژگی هایی است که برخی از معلمان و پژوهشگران در مورد افراد با ناتوانی یادگیری مطرح می کنند. . کودکانی که روی تکالیف خود تمرکز ندارند و یا آنهایی که بر ویژگی های نامربوط تکلیف تمرکز می کنند، دارای نقص در توجه تلقی می­شوند. مطالعات مختلف نشان داده اند، بین مشکلات مربوط به توجه، بیش فعالی و ناتوانی های یادگیری رابطه وجود دارد.

توجه جنبه های متفاوتی دارد که مدت زمان انجام تکلیف، تداوم توجه و توجه انتخابی از مهم ترین جنبه های آن است.

مدت زمان انجام تکلیف: یکی از جنبه های توجه، مدت زمان انجام تکالیف است. این مدت با محاسبه ی فراوانی و درصد زمانی که دانش آموز به تکلیف اختصاص می دهد، اندازه گیری می شود. حتی اگر کودکی توانایی انجام تکلیفی را داشته باشد ولی نتواند آن را به پایان برساند، ممکن است از نظر مهارتهای توجه با مشکل مواجه شود.

تداوم توجه: توانایی تمرکز بر جنبه های مربوط به محرک ها یکی از مولفه های اساسی یادگیری است، زیرا در کلاس درس بسیاری از محرک ها مانند سر و صدا، نور و غیره وجود دارند که اگر دانش آموزان نتوانند مانع از حواس پرتی خود شوند نمی توانند مطالب مربوط به درس را یاد بگیرند.

توجه انتخابی: توجه انتخابی، توانایی شناسایی جنبه های مهم محرک و بی اعتنائی به سایر محرک های محیطی است. توجه انتخابی یکی از مهارتهای مهم در تکالیف کلاسی است. برای مثال، هنگامی که دانش آموزان با اطلاعات گوناگونی مواجه می شوند باید بتوانند از میان آنها، اطلاعات مورد نیاز خود را بازیابی کنند. توجه انتخابی در واقع ظرفیت انطباق فرد را نشان می دهد.

بیش فعالی

بیش فعالی یکی از ویژگی های رایج در میان افراد با ناتوانی یادگیری است. اغلب افرادی که به گونه ای با دانش آموزان با ناتوانی یادگیری سر و کار دارند، رفتارهایی مانند بی قراری، عدم توانایی در نشستن در یک مکان و بیش فعالی را به طور مکرر گزارش می کنند. البته باید توجه داشت که تمام کودکان با ناتوانی یادگیری، بیش فعال نیستند. کودکان با اختلال نقص توجه- بیش فعالی به دلیل رفتارهای تکانشی، حواسپرتی و بی توجهی در یادگیری مشکل دارند و توانایی برقراری ارتباط مناسب با همتایان و معلمان را ندارند. برخی از آنها مشکلات سلوک مانند پرخاشگری، زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات و نافرمانی دارند. والدین آنها نیز اغلب از نافرمانی و مشکلات رفتاری آنها شکایت دارند. شواهد پژوهشی نشان داده اند که درمان های دارویی در اکثر موارد در بهبود عملکرد تحصیلی این کودکان تاثیر داشته است. البته به نظر برخی از متخصصان، دارو اثر کوتاه مدت دارد مگر اینکه در کنار سایر روش ها به کار برده شود زیرا دارو هوش یا عملکرد مدرسه ای را بهبود نمی بخشد بلکه رفتارهایی مانند پرخاشگری و بی قراری را کاهش می دهد و بطور غیرمستقیم بر عملکرد تحصیلی اثر می گذارد.

ادامه دارد…

برگرفته از کتاب ناتوانی های یادگیری ( دکتر شکوهی یکتا)

ارسال شده در اختلالات یادگیری | برچسب‌شده , , , , , | پاسخ دهید:

اختلال در خواندن

خواندن یکی از مهارتهای اساسی است که ما را در دریافت و درک اطلاعات و مفاهیم جدید یاری می دهد. اکثر دانش آموزان مقدمات مهارتهای اساسی را در دبستان می آموزند، ولی دانش آموزان با نیاژهای ویژه برای اکتساب آن به برنامه های آموزش ویژه نیاز دارند. اغلب دانش آموزان با ناتوانی یادگیری در یک یا چند سطح از مهارتهای اساسی مشکل دارند. اختلال در خواندن یکی از رایج ترین مشکلات در میان آنهاست. در حدود ۹۰ درصد دانش آموزان با ناتوانی یادگیری در خواندن مشکل دارند.

عدم توانایی خردسالان در به کارگیری درست بازشناسی و تولید واج های مجزا می تواند پیش بینی کننده مشکلات خواندن باشد. این مشکل می تواند در مشکلات تحصیلی کودکان هنگام ورود به مدرسه نمود پیدا کند. اغلب آنها در بدو ورود به مدرسه، ابدا در یادگیری صدای حروف مشکلاتی را نشانمی دهند، سپس مشکلات آنها به بازشناسی حروف نوشتاری و کلمه های ساده نیز تعمیم می یابد، در نهایت در پایان پایه تحصیلی اول، ناتوانی یادگیری بطور معناداری نمایان می گردد.

عوامل اختلال در خواندن عبارتند از:

  • عدم آمادگی برای خواندن
  • معلولیت های جسمانی مانند اشکالات دیداری و شنیداری
  • عقب ماندگی عمومی رشد گفتار و اشکالات گفتاری
  • محدودیت در واژه ها
  • معلولیت های فرهنگی و اجتماعی
  • اشکال در درک موقعیت فضایی
  • عدم برتری جانبی
  • اختلال در قدرت حرکتی
  • تشخیص ضعیف بین تصاویر مشابه

اولین و اساسی ترین مرحله در رشد خواندن، مرحله آمادگی است که شامل جنبه های وراثتی، خانوادگی و محیطی است و به رشد مسائل پایه مثل شناختن جهت ها، تمیز دادن رنگ ها، هماهنگی چشم و دست و … اشاره می کند.

ویژگی های کودکان دارای اختلال خواندن

اگرچه نمی توان ویژگیهای صد درصد مشابهی را در اینگونه کودکان مشاهده کرد اما می توان گفت اغلب آنها ویژگیهای زیر را دارند:

  • بیشتر این کودکان پسر هستند.
  • در کلاس های درس غالبا مشکلات رفتاری دارند
  • تمایل به خواندن ندارند
  • قادر نیستند یک دایره لغات بینایی ایجاد کنند
  • دامنه توجهشان کوتاه است
  • در تمرکز مشکل دارند
  • معمولا در مدرسه افت تحصیلی دارند
  • معمولا دارای مشکلات جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی هستند
  • اغلبشان مسائل هیجانی دارند
  • در خواندن شفاهی و کلامی تردید می کنند و گاهی دچار لکنت می شوند
  • به جای اینکه چشم هایشان را هنگام خواندن حرکت دهند، سرشان را تکان می دهند
  • کلمه به کلمه می خوانند
  • به زحمت و با صدای کشیده و لحن یکنواخت می خوانند
  • به نقطه گذاری توجه ندارند و از توجه به معنی لغت غافلند
  • وقتی مطلبی را آهسته می خوانند، لبهایشان را تکان می دهند یا در ذهنشان لغات را می خوانند
  • واژه ها را غیرمرتبط با محتوا و غیرمرتبط با عناصر آوایی حدس می زنند
  • حافظه دیداری و شنیداری شان ضعیف است
  • فاقد تمیز و تشخیص کافی شنیداری هستند
  • در مدرسه سازکاری شخصی مناسبی ندارند
  • رشد اجتماعی کافی ندارند

انواع اختلالات خواندن

افرادی را که دچار اختلال در خواندن هستند به سه دسته تقسیم می کنند: ۱) اول گروهی که اختلال خواندن آوایی دارند. این افراد مجموعه لغات نسبتا زیاد و قابل توجهی را در ذهنشان ذخیره کرده اند اما هجی کردن آنها ضعیف است.۲) گروه دوم افرادی هستند که اختلال خواندن ایده ای دارند این گروه می خوانند و هجی می کنند اما در ساختار بینایی لغت اشکال دارند. ۳) گروه سوم افرادی که مشکل هر دو گروه را دارند.

می توان گفت سبب شناسی این اختلال تقریبا در تمام تئوری ها بر پایه ۴ اصل بنا شده است:

۱٫ درک بینایی و حافظه بینایی مختل

۲٫ ترکیب بین حسی مختل

۳٫ یادآوری مختل نظم تداعی ها و سری ها

۴٫ پردازش کلامی مختل

ارسال شده در اختلالات یادگیری | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

ALS( آمیوتروفیک لترال اسکلروزیس)

این بیماری در گروه بیماریهای پیشرونده و نورودژنراتیو نوروموسکولار قرار دارد. در فرآیند آن تخریب نورونهای حرکتی در طناب نخاعی، ساقه مغز و کورتکس حرکتی ایجاد می­شود. با پیشرفت بیماری ترکیبی از صدمات نورون حرکتی فوقانی و نورون حرکتی تحتانی بروز می­نماید.

اتیولوژی:

اتیولوژی این بیماری ناشناخته است ولی تئوری های زیادی در این رابطه وجود دارد.

۱٫ تئوری های toxic مبنی بر افزایش سطح آلومینیوم و آبنورمالیهایی در سطوح کلسیم منیزیم

۲٫اختلال در فاکتورهای رشد عصبی

۳٫ افزایش گلوتامات خارج سلولی

۴٫ اختلال در فرآیند اتوایمون

۵٫ آخرین نظریه ها مبنی بر منشا ویروسی بیماری است

۶٫ منشا ژنتیکی

براساس اتیولوژی دو فرم از ALS مشاهده می شود:

ALS فامیلی(FALS): بین ۱۰-۵ درصد بیماران در این گروه هستند و با الگوی اتوزومال غالب منتقل می شود. سن شروع بین ۵۲-۴۵ سال است. شیوع در زنان و مردان برابر است.

ALS  اسپورادیک(SALS): سن شروع بین ۶۵-۵۵ است. شیوع مردان به زنان به نسبت ۱ به ۲ است. سن شروع در مواردی در ۲۰ سالگی هم گزاذش شده است اما اغلب مرگ و میر در دهه ۸ می باشد.

علائم بالینی:

علائم بالینی در ALS متنوع است و بستگی به محدوده درگیر در نورون حرکتی دارد. بطور مشخص علائم ALS با ضعف در عضلات پاها و بازوها و بولبار می­باشد. ضمن اینکه علائم همراه عبارتند از: گفتار Shured، خستگی غیر طبیعی، اضطراب، بدخوابی، پریودهای غیرقابل کنترل خنده و گریه( بی ثباتی عاطفی) و اختلالات بلع با پیشرفت بیماری، آتروفی مشخص عضلات( تنار، هایپوتنار و عضلات شانه)، کاهش وزن، اسپاستی سیتی، کرامپ عضلات و فاسیکولاسیون ظاهر می شود. ضمن اینکه مشکل عمده در راه رفتن، لباس پوشیدن، فعالیتهای حرکات ظریف، بلع و تنفس می باشد. در مراحل آخر برای بلع بیمار به Feedind tube و برای تنفس به ventilatlor نیاز دارد.

در ALS در حرکات و کارکرد چشم، شناخت و یا منترل ادرار و مدفوع و حس مشکلی بوجود نمی آید. کرامپ، خستگی، ضعف و آتروفی از علائم بعدی است. خستگی در عضلات ارادی و مخطط دیده می شود. بدلیل آتروفی عضلات پالمار و دورسال اینتراسئوس اختلال در EXT انگشتان زودتر از ضعف قدرت دست بروز می کند.

ارزیابی در چهار طبقه گفتار، بلع، اندام تحتانی و اندام فوقانی صورت میگیرد. ارزیابی های مجدد بدلیل پیشروندگی بیماری ضروری تر است.

پیش آگهی: میانگین طول مدت حیات بیمار ۴-۲ سال پس از شروع آن است. پیش آگهی مشکل است. به طور عمومی بیماران با درگیری بولبار اغلب دارای پیش آگهی بدتری می باشند. عواملی که بیانگر پیش آگهی بهتر بیماری است عبارتست از:

 سن شروع بیماری در جوانی، شروع درگیری در نخاع، صدمات یا UMN یا LMN و ترکیبی از هر دو محدوده نباشد، فقدان و یا کاهش اختلالات تنفسی، فاسیکولاسیون محدود و کم، طول مدت شروع بیماری تا ظهور علائم طولانی باشد.

اقدامات درمانی پزشکی: علائمی چون کرامپ عضلات، افزایش ترشح بزاق و افسردگی با درمان دارویی کنترل می شود. در صورتیکه در دیسفاژی پیشرفت وجود داشته باشد ارزیابیهای مجدد برای جلوگیری از آسپیراسیون باید انجام گیرد. بسیار ضروری است که بیمار و خانواده را برای رویارویی با روند پیشرونده بیماری آماده کرد و با آنها در تصمیم گیری های جدید و مطابق با شرایط بیمار شریک مساعی کرد. از جمله این وسایل صندلی چرخدار، ابزار کمکی خوردن، تراکئوستومی، انتخاب feeding tube و یا ventilator می باشد. اغلب خانواده ها به سمت درمانهای OT، PT و ST هدایت نمی شوند. آموزش پزشکان و پرستاران از نقش OT ضروری است.

نقش کاردرمانی: ALS بسرعت پیشرفت می کند. مداخلات درمانی باید بر پایه محدوده و اجرای کاری متمرکز باشد و با شرایط بیمار و محدودیتهای اجزا اجرایی تغییر یابد. با کاهش و رکود شرایط فیزیکی بیمار، ساپورتهای محیطی، اصلاح منزل و تامین وسایل تطبیقی را اعمال کرد. بطور عمده نقش کاردرمانان تربیت مراقبین، تمرینات و تجویز وسایل است.

اهداف کلی درمان:

از آنجایی که ماهیت بیماری پیشرونده بودن است توانبخشی نیز جبرانی است و بیشتر بر پایه ناتوانی و پیشگیری از عوارض ثانویه است. در کل اهداف درمانی بر حفظ استقلال فردی در حداکثر مدت زمان ممکن است. در مراحل اولیه اهداف درمانی عبارتند از: ۱٫ حفظ حداکثر ROM مطلوب با تمرینات در منزل۲٫ بهبود سطح استقلالADL و IADL با بکارگیری از وسایل کمکی یا تطبیقی ۳٫ بهبود فانکشن و کاهش درد و خستگی در سر و اندامها با بکارگیری از اسپلینت و ارتزها ۴٫ بکارگیری از تکنیکهای حفاظت از مفاصل، اقدامات درد، حفظ انرژی و تکنیکهای تسهیل سازی کاری

با کاهش کارکرد حرکتی، تحرک و مراقبت از خود به طور مشخصی مشکل می شود. ارزیابیهای خانه و یا درمان در منزل در مراحل پیشرفته بیماری ضروری است و اهداف درمانی به طور عمده بر قادر کردن مراقبین برای تامین امنیت بیمار می باشد.

تمرینات اکتیو و پاسیو ROM، تقویتی، تحمل، استرچینگ و برنامه های تنفسی در تمام مراحل بیماری لازم است و این تمرینات برای کاهش عوارض ثانویه مفید است.

ارسال شده در بیماری های نورولوژی بزرگسالان | برچسب‌شده , , , , | یک پاسخ

بیستمین کنگره علمی کاردرمانی

11822445_858426100912602_241179278514592135_nبیستمین کنگره کاردرمانی ایران توسط انجمن علمی کاردرمانی ایران با همکاری پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی و موسسه نواندیشان آویژه در تاریخ۵ الی ۷ آبان ماه ۱۳۹۴در محل همایش های بین المللی دانشگاه شهید بهشتی برگزار می گردد. محور های کنگره عبارت است از :

محورهای عمومی :

مداخلات کاردرمانی مبتنی بر شواهد (Occupation Based) در اختلالات : تکامل نوزادان و کودکان ، ارتوپدی نورولوژی روانی – اجتماعی، سرطان، دیابت، اعتیاد، قلبی، آلزایمر، سالمندان و ….

ساخت و طراحی ابزارهای ارزیابی و درمانی در کاردرمانی

توانبخشی حرفه ای، ارگونومی

توانبخشی مبتنی بر جامعه

محور های ویژه :

توانبخشی عصب شناختی

تئوری ها و مدل های کاردرمانی Occupational Science

چالشهای پیش روی کاردرمانی در حوزه های آموزشی، بالینی و حرفه ای

رویکردهای نوین ، درمانهای جایگزین / مکمل در کاردرمانی (بازی درمانی، تفریح درمانی، ورزش، خواب، بازتوانی شناختی، نوروفیدبک، واقعیت مجازی و…)

اخلاق حرفه ای (ارتباطات بین رشته ای ، کار تیمی و …)

پزشکی قانونی (حقوق متقابل مددجو و درمانگر ، تخلفات و غیره…)

پیشگیری از بروز ناتوانی در کودکان و بزرگسالان

میثم نظام الدینی

مدیر سایت/ کارشناس ارشد کاردرمانی

More Posts

ارسال شده در کاردرمانی | پاسخ دهید:

مشکلات نوشتاری

مشکلات نوشتاری به شکل های مختلف دیده می شود، مانند اختلال دیکته نویسی، اختلال انشا نویسی یا اختلال بیان نوشتاری؛ مشکلات دست نویسی و بدخطی. در متن حاضر به مشکلات دست نویسی پرداخته شده است.

پژوهش ها نشان داده است که بین ۲۳ تا ۲۹ درصد کودکان دبستانی مشکلات دست نویسی دارند. پیامدهای مشکلات دست نویسی برای کودکان عبارتند از:

۱٫ کسب نمره پایین تر نسبت به سایر دانش آموزان در دروس مختلف گرچه محتوای نوشتاری آنان یکسان باشد.

۲٫ کاهش کیفیت و روانی متونی که کودک می نویسد زیرا مجبور است به جای محتوا و ساختار متن فقط بر عملکرد نوشتن متمرکز شود. کندی نوشتن باعث افت کیفی و ساختاری انشا کودک می شود.

۳٫ به دلیل سرعت پایین نوشتن، تکالیف و پاسخگویی به سوالات امتحانی کودک بسیار طول می کشد.

۴٫ کودک یادداشت های تکالیفش را نمی تواند بخواند، لذت در انجام تکالیف منزل هم مشکل پیدا می کند و توبیخ می شود.

۵٫ فرآیندهای پیچیده تر مربوط به نوشتن مثل گرامر را هم به خوبی فرا نمی گیرد زیرا توجه دیگران و خود او همیشه به دست خط اوستنه محتوای نوشته هایش.

۶٫ ایجاد انزجار از نوشتن و متوقف شدن فرآیند یادگیری کودک، گاه پرهیز از نوشتن به واسطه نیاز کودک به تلاشی بیش از حد و غیرمعمول است.

انواع مختلف دست نویسی عبارتند از:

۱٫ یادآوری طرحواره حرکتی، شکل دادن به خطوط جهت نوشتن حروف یا اعداد، تناوب نوشتن حروف و اعداد و روانی نوشتن آنها

۲٫ کپی کردن از یک نمونه مشابه

۳٫ کپی کردن( نسخه برداری) از یک منبع نزدیک مثلا نوشتن معانی لغات از لغت نامه یا نوشتن کلمه ترکیب های درس

۴٫ کپی کردن( نسخه برداری) از یک منبع دور مثلا از روی تخته سیاه

۵٫ کپی کردن از خط کتابی به صورت تحریری و دیکته نویسی

۶٫ نوشتن لغات، اسامی، آدرس ها، شماره تلفن های دیکته شده در خانه یا مدرسه

۷٫ انشا نویسی و جمله نویسی

گاهی نوشتار کودک خوانا است ولی ظاهر خوبی ندارد. شکل دادن به حروف، فضاگذاری مناسب و اندازه حروف در خوانایی متن تاثیر بیشتری دارند. سرعت نوشتن هم عامل مهم دیگری در دست نویسی است که با تعداد حروف نوشته شده در دقیقه مشخص می شود. کندی در نوشتن باعث می شود کودک از تکلیف کلاس و دیکته جا بماند و ایده هایش برای نوشتن را از دست بدهد، لذا سرخوردگی و بی رغبتی به نوشتن را به دنبال خواهد داشت.

سرعت نوشتن به تدریج بیشتر می شود ولی رشدی خطی ندارد زیرا هر چه متون نوشتاری در کلاس های آخر دبستان سخت تر می شوند سرعت نوشتن کاهش می یابد. اگر سرعت کپی کردن کودک خیلی بهتر از انشا نویسی و نوشتن خود به خودی اوست باید مشکلات بیانی لحاظ شوند و کودک از نظر زبان بیانی مورد بررسی قرار گیرد.

عوامل مربوط به ناخوانایی عبارتند از:

۱٫ ضعف کیفی در نوشتن بخش هایی از حروف مثل نقطه، سرکج و علائم حروف و رعایت شیب های مناسب. این ضعف بر دست خط و خوانایی نوشته های کودک بسیار تاثیر می گذارند.

۲٫ فاصله گذاری نامناسب: برخی کودکان بین حروف و کلمات فاصله مناسب را رعایت نمی کنند و به همین دلیل نوشته هایشان خوانا نیست. در مواردی هم جهت حروف و کلمات رعایت نشده و جمله ها و خطوط در هم تداخل می کنند.

۳٫ اشکال در شکل دهی به حروف: برخی کودکان قادر نیستند خطوط، پیچش ها و زوایای مناسب حروف را ترسیم کنند و به همین دلیل حروف بدشکل و ناخوانا می شوند. به طور کلی حروف از خطوط عمودی، افقی، مورب یا قوس دار ساخته شده اند. به نظر می رسد کودکان در شکل دادن به حروفی که تنها از خطوط افقی و عمودی ساخته می شوند مثلا  ا، ب و … دشواری کمتری دارند، پیداست که بیشترین دشواری در شکل دادن به حروفی است که ترکیب خطوط و قوس ها در آنها دیده می شود مثل ط، ص، ح، ه، و ….

۴٫ نامنظم نویسی: برخی کودکان در چیدن منظم حروف و کلمات کنار هم مشکل دارند، بالا و پایین بردن خطوط در کلمات را نمی توانند به درستی رعایت کنند، به خط زمینه توجهی نمی کنند و به همین دلیل نوشته هایشان نامرتب و بدخط می گردد.

منبع: کتاب مشکلات نوشتاری کودکان

تالیف: رزی زینعلی

ارسال شده در دست و مهارت های دست | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

رشد دست خط(قسمت دوم)

توانایی کودک در نسخه برداری و کپی کردن اشکال هندسی مبنای آمادگی او برای نوشتن تلقی می­شود.

وقتی کودک بتواند دایره، بعلاوه و مربع را کپی کند توانایی نوشتن بیشتر حروف مانند ح و شکل های مختلف دیگر ان مثل ج، خ، چ و د، ذ، س، ش، ص، ض، ه، ی، ک، گ را دارد زیرا رسم خطوط قطری حروف فوق به دقت بیشتری نیاز دارد.

بررسی ها نشان می­دهد مهارتهای بینایی- حرکتی همبستگی قوی ای را با یادگیری نوشتن می­دهند که این همبستگی بیشتر از همبستگی بین مهارتهای نوشتاری با هوش یا مهارتهای انگشتان یا ادراک بینایی است.

در شروع یادگیری نوشتن عوامل درکی- حرکتی در آموزش نوشتن اهمیت بیشتری دارند و بع تدریج با بزرگتر شدن کودک عوامل زبانی و شناختی نوشته های او را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهند. مشکلات حافظه کاری میتواند باعث سختی و کندی نوشتن شود و چون نوشتن بصورت فرآیندی اتوماتیک( خودکار ) در نیامده است بیشتر حواس کودک به حرکات مربوط به نوشتن است و نمی تواند از کلمات و عبارات مناسب استفاده کند.

نوشتن مانند هر حرکت دیگری به حس و پسخوراندهای حسی وابسته است لذا حس های لمس و فشار عمقی و بینایی در فرآیند نوشتن بسیار موثرند. ضعف در پردازش حس عمقی باعث می شود مهارتهای بینایی بیشتر در نوشتن دخالت کنند. مهارتهای یکپارچگی بینایی- حرکتی در نسخه برداری از حروف و کلمات و انتقال کودک از مرحله خط کتابی به خط تحریری بسیار موثرند. دیده شده است که در کودکانی که مشکلات نوشتاری دارند، نوشتن بیشتر به بینایی وابسته است.

در شروع یادگیری نسخه برداری از حروف بهتر است صفحه کاغذ بدون خط راهنما باشد چون خود خط راهنما می تواند به عنوان یک عامل مزاحم باعث مشکلاتی در کشیدن و شکل دادن به حروف گردد. درک روابط اندام های بدن مثل بالا و پایین و زیر و رو، بازشناسی و الگوبرداری از اندازه­ها و شکل­های گوناگون، درست گرفتن مداد، وضعیت کاغذ و طرز قرار گرفتن بدن نسبت به کاغذ از دیگر مهارت­های پیش­نیاز نوشتن هستند.

در مورد مراحل گرفتن مداد باید متذکر شویم که کودک ابتدا مداد را به صورت اولیه یعنی با کف دست و ساعد رو به زمین و انگشتان باز می­گیرد و با حرکت شانه­اش خطوطی را ترسیم می­کند. به تدریج ساعد کودک به وضعیت مناسب نزدیک شده و انگشتان کودک هم خم می­شوند تا مداد را نهایتا به صورت صحیح و کارآمد به دست بگیرد. قبلا باور بر این بود که تنها شکل درست گرفتن مداد سه انگشتی پویا است که ۵۰ تا ۷۰ درصد کودکان مداد را به این شکل در دست می­گیرند و در ۵/۶ سالگی کاملا رشد یافته است. در این شکل، گرفتن مداد در فضای بین انگشت اشاره و شصت قرار گرفته و بر انگشت میانی تکیه می­کند ولی اکنون با پژوهش­های متعدد می­دانیم که در جمعیت عادی حداقل ۴ شکل گرفتن مداد وجود دارد که کارآمد و مناسب هستند و عبارتند از: سه انگشتی پویا، چهارانگشتی پویا، چهارانگشتی طرفی، سه­انگشتی طرفی.

تحقیقات اخیر نشان می­دهد بین گرفتن مداد و خوانایی و سرعت نوشتن ارتباطی وجود ندارد بلکه شکل گرقتن مداد بعلاوه مشکلات حسی عمقی است که می­تواند باعث ضعف در نوشتن گردد. دختران خواناتر و سریعتر از پسران می­نویسند و مشکلات نوشتاری در پسران شایع­تر است. با رشد کودک اندازه نوشته­هایش کوچکتر شده، شکل حروف و فاصله­گذاری و راستای افقی حروف و کلمات بهتر و دقیق­تر شده و به استاندارد نزدیک­تر می­شوند. هر کودک شکل دست­نویسی خودش را پیدا می­کند و ممکن است از خلاصه­نویسی یا سرهم نویسی استفاده کند. خط هر فرد هم کاملا انحصاری است و می­تواند بیانگر خصایص فردی او باشد.

منبع: کتاب مشکلات نوشتاری کودکان

تالیف: رزی زینعلی

ارسال شده در دست و مهارت های دست | برچسب‌شده , , , | پاسخ دهید: